|
تبلیغات |
|
|

|
|
|
|
|
|
|
|
به یاد عارف |
|
|
دوم بهمنماه سالگرد درگذشت شادروان عارف قزوینی
کودکی و نوجوانی
میرزا ابوالقاسم عارف قزوینی به سال 1259 خورشیدی در قزوین متولد شد. پدرش ملا هادی، وکیل عدلیه بود. عارف در کودکی و نوجوانی فارسی و صرف و نحو عربی را فراگرفت و خط شکسته و نستعلیق را خوش مینوشت. در نوجوانی موسیقی را نزد آقا صادق خرازی آموخت و چون صدایی دلکش داشت پدرش علاقمند بود که او روضهخوان شود. در اوان جوانی با صدایی خوش مرثیههایی که بیشتر خود میسرود در پای منابر میخواند. پس از درگذشت پدرش با توجه به روح سرکش و ناآرامش مداحی را کنار گذاشت...
عارف در هفده سالگی به دختری که در همسایگی آنان بود دل میبندد و او را به عقد خود در میآورد. پس از چندی به علت مخالفت پدر دختر، او را طلاق میدهد و دیگر تا پایان عمر ازدواج نمیکند.
زندگی اجتماعی عارف
عارف در آغاز مشروطیت به تهران میآید و پس از آشنایی با تنی چند از مشروطه خواهان و انقلابیون از جمله حیدرخان عمواغلی و زیر تاثیر اندیشههای آزادیخواهی به سرودن تصنیفها و چکامههای انقلابی، انتقادی و اجتماعی میپردازد.
ترانهها، تصنیفها و آهنگهایی که عارف میساخت، خود نیز در تیاتر باقراف و گراند هتل با صدای بسیار شیوا میخواند و به خاطر مضامین اجتماعی و میهنپرستانه و سادگی و روانی اجرا، خیلی زود در بسیاری از شهرهای ایران، حتی روستاهای دورافتاده بر سر زبانها میافتاد...
میگویند در هنگام محاصرهی تبریز توسط قوای قزاق روس و صمدخان گردنکش مراغه و قوای دولتی که میرفت نیروی مشروطهخواهان در هم شکسته شود، چکامهها و تصنیفهای عارف را روی کاغذ نوشته و در سنگر آزادیخواهان به آنان میدادند؛ و این یکی از علل مقاومت و از جانگذشتگی آزادیخواهان تبریز در مقابله با دشمنان آزادی و مشروطه بود...
عارف در تهران با تنی چند از درباریان آشنا میشود و مظفرالدین شاه از او میخواهد که به دستهی نوازندگان دربار درآید، اما عارف آزادمنش و گردنفراز و ضد استبداد بود و از این درخواست که بسیاری آرزویش را داشتند و او ننگی بر خود میدانست سر باز زد.
عارف حدود سی تصنیف با مضامین اجتماعی، انتقادی، انقلابی و میهنخواهانه ساخته که خود در کنسرتهایش میخواند.
بعدها بسیاری از خوانندگان پرآوازه مانند شادروانان قمرالملوک وزیر، الهه، بنان و همچنین استاد بزرگوار شجریان (که زندگانیاش دراز باد) آهنگها و ترانههای عارف را اجرا کردند.
شادروان عارف در خاطراتش مینویسد:
«من از این که بسیاری از اشعارم از بین رفته ناراحت نیستم، از این ناراحتم که شعرهایی به جز چکامههای وطنی سرودهام. من در زمانی تصنیف و شعر وطنی سرودم که در ایران از هر دههزار نفر یک نفر معنی وطن را هم نمیدانست.»
عارف نخستین کسی است که برای کمک به ساختن آرامگاه فردوسی کنسرت گذاشت... و در کنسرتهایش با صدای دلکش تصنیفها و آهنگهایی را که خود ساخته بود میخواند...
و سرانجام عارف در دوم بهمنماه 1312 در سن 53 سالگی در تنهایی و تنگدستی و در اندوه آزادی در همدان جان به جانآفرین تسلیم کرد.
سـتـایـش بـر آن ایــزد تـابـنـاک
که پاک آمدم پاک رفتم به خاک
روانش شاد و یادش گرامی باد.
دوم بهمنماه 86
بهادر شجاعی
آرشیو خبرها:
::سرآغاز
::سخنی با دیدار کنندگان
::به یاد عارف
|
|
|
|
|
|
|
|